پیچک ( رسول یونان)
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 13 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

پاییز در راه است « کایابای»!
دوباره قصه ات

مردان کافه را دور هم جمع می کند و
به شب ها درازا می بخشد

و ما باز باید هر صبح
پرهای تو را از روی میز جمع کنیم

کمی به فکر خودت باش!
این قدر در کنایه ها و استعاره ها آشیانه مکن

آسیب می بینی
همیشه گلوله از سرب نیست

گاه لبخندی ست آلوده به تحقیر
بی آنکه بفهمی

در خون خود غرق می شوی
پرواز کن برو

بگریز از این مه
بگریز از دهان مردم
بگریز از دایره ی ماه تلخی که بر پنجره ها تابیده است!

 

هی کایابای!
اگر آسمان و کوه تو را از یاد برده اند

تو آنها را به خاطر بیاور!
به خاطر بیاور جولانگاه های آبی را

شکوه صخره ها را
و بگذار خاطره هایی که

از نیاکانت به ارث رسیده اند
دوباره جان بگیرند و

تو را از اینجا ببرند
خاطره ها

ستاره های نیمه شب تابستانند و
سفیدی خرگوشان نیمروز

بال پروازند خاطره ها
و فرصت تنفس بر فراز روزهای شگفت

 

می شنوی کایابای!؟
یا گوش هایت سنگین شده!؟

حیف است عقابی مثل تو
در این حیاط کوچک حرام شود

به چه دلخوش کرده ای؟
به این درختان غبار آلود

این ها خود از جنگل دور افتاده اند
و یا به این پله های مرمر

این ها را جای صخره های کوه به تو قالب کرده اند
کدام خرگوش مقدس تو را نفرین کرد

که این چنین به دام افتادی!؟
آتش آه کدام کبوتر ممنوع
جرات پروازت را خاکستر کرده است!؟

 

حوصله ام را سربردی کایابای!
چرا کاری نمی کنی

سایه ات بر دیوار چیزی کم دارد
چیزی شبیه پرنده بودن
لااقل

پرواز را از مگس ها بیاموز!
حماقت نام دیگر سادگی نیست

شکل غم انگیز نیندیشیدن است
احمق نباش مرد!

عقاب نباید خود را با مرغ خانگی اشتباه بگیرد
کمی بیندیش

نخست به آزادی
به همان نسیم دل انگیز

که زیر بالت می پیچد و
تو را به اوج ها می برد

و بعد به مردن
در برابر دوربین ها و چشم ها…

تو نباید اینگونه بمیری
مرگی این چنین تلخ شایسته تو نیست!

زندان تعبیر کابوس هاست
سعی کن رویاهای خوب ببینی!

تا فردا صبح
دیوارها، مثل درهای کشویی

کنار بروند و
بی پایانی دنیا را نشانت دهند.

 

هی کالای گرانقیمت بازار آسمان!
چه ارزان خود را فروختی

گوشت یخ زده بهای تو نبود
بهای تو نبود

لبخندهای گاه به گاه آن مرد قد کوتاه
-صاحبت را می گویم-

دیروز قسمتی از آسمان بودی
امروز ذره ای از خاک

به سرنوشت آدم ها دچار شدی دوست من!
کوچک شدی

بر پهنه ی این تیرگی
مواظب باش گم نشوی!
که تیرگی ادامه ی طبیعی آبی ها نیست.

 

هی کایابای
عقاب خانگی همسایه!
زندگی در اعماق عادت ها
هیچ فرقی با مرگ ندارد
تو مرده ای
فقط معنای مرگ را نمی دانی!

 

             رسول 
    يــــــــــــــــــــونان

http://astareshab.blogfa.com/post-208.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : رسول یونان پنجمین قاصدک , | بازديد : 101

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 12 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

زيبايي تو
براي من نان است و آب

همين طور آرامش خاطر
با بودن تو

آن ها نمي توانند
ستاره ها را از روياهايمان بدزدند

آن ها از تو مي ترسند
مثل هيولا از آيينه

زيبايي تو
زشتي آن ها را پررنگتر مي کند

همچنان زيبا باش
آنها از زيبايي تو ميترسند

 

            رسول 
    يــــــــــــــــــــونان

http://negahivayadi.blogfa.com/cat-25.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : رسول یونان پنجمین قاصدک , | بازديد : 83

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 12 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

 

 

من فکر می‌کنم که فقط

عشق می‌تواند پایانِ رنج‌ها باشد

به همین خاطر همیشه

آوازهایِ عاشقانه می‌خوانم

من همان سربازم که در وسطِ جنگ

محبوبش را فراموش نکرده است !

 

                رسول 
    يــــــــــــــــــــونان

http://negahivayadi.blogfa.com/cat-25.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : رسول یونان پنجمین قاصدک , | بازديد : 96

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 12 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

بدهکار هيچ کس نيستم
جز همين ماه

که از پشت ميله ها مي گذرد
که مي توانست

از اينجا نگذرد و
جايي ديگر

مثلآ در وسط دريايي خيال انگيز
بچسبد به شيشه کابين يک تاجر پول دار

بدهکار هيچ کس نيستم
جز همين ماه
که تو را به يادم مي آورد .

 

                رسول 
    يــــــــــــــــــــونان

http://negahivayadi.blogfa.com/cat-25.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : رسول یونان پنجمین قاصدک , | بازديد : 113

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 12 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

اگر مرا دوست نمي‌داري
دوست نداشته باش

من هرطور شده
خودم را ازين تنگنا نجات مي‌دهم

اما دوست داشتن را فراموش نکن
عاشق ديگري باش

اين ترانه نبايد به پايان برسد
سکوت آدم‌ها را مي‌کشد

اين چشمه نبايد بند بيايد
ميخک‌هايي که در قلب‌ها شکوفا شده‌اند

از تشنگي مي‌خشکند
اگر دوست‌داشتن را فراموش نکني
تمام زيبايي‌ها را به ياد خواهي آورد

 

               رسول 
    يــــــــــــــــــــونان

http://negahivayadi.blogfa.com/cat-25.aspx

 

برچسب ها : ,

موضوع : رسول یونان چهارمین قاصدک , | بازديد : 85

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 12 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

وضعيت

پايم را روي مين گذاشته‌ام
تکان بخورم مرده‌ام

بايد همين‌جا که هستم
بمانم تا آخر دنيا

درست
وضعيت سرباز جنگي را دارم
کنار تو و زيبايي‌ات

 

 

            رسول 
    يــــــــــــــــــــونان

http://negahivayadi.blogfa.com/cat-25.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : رسول یونان چهارمین قاصدک , | بازديد : 101

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 12 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

به دور می رفتم
به جستجوی راز جهان

که دودکش خانه ات را دیدم
نزدیک که شدم

دریافتم
آنچه به دنبالش بودم تویی

زنی در سرزمینی برفی
با گیسوانی بافته و

آوازهایی که
خواب خرسها را پر از کندوهای عسل می کرد

اینجا فرود آمدم
و برای بخاری ات هیزم جمع کردم

 

             رسول 
    يــــــــــــــــــــونان

http://negahivayadi.blogfa.com/cat-25.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : رسول یونان چهارمین قاصدک , | بازديد : 87

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 12 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

نفرت

جهان سياه است ، مثل شب
زندگي نيزه اي به سمت خورشيد

جاده ها هميشه به سمت دريا نمي روند
باران هميشه زيبا نيست

خواب ها هميشه تعبير خوبي ندارند
ديروز خوب نبود ، باشد که فردا ،

روشن و شادي آفرين باشد
همه ي اين جمله ها از ذهن اسبي مي گذرد که از کارزار برمي گردد

 

 

               رسول 
    يــــــــــــــــــــونان

http://negahivayadi.blogfa.com/cat-25.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : رسول یونان چهارمین قاصدک , | بازديد : 102

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 12 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

اين ابرها را
من در قاب پنچره نگذاشته ام

که بردارم
اگر آفتاب نمي تابد

تقصير من نيست
با اين همه شرمنده توام

خانه ام
در مرز خواب و بيداري ست
زير پلک کابوس ها

مرا ببخش اگر دوستت دارم
و کاري از دستم بر نمي آيد

 

 

              رسول 
    يــــــــــــــــــــونان

http://negahivayadi.blogfa.com/cat-25.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : رسول یونان چهارمین قاصدک , | بازديد : 81

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 12 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

مي‌دانستم ديگر به آنجا بر‌نمي گردم
در آخرين عکس‌ها لبخند زدم

دشت را
به دست چشمه سپردم و
دريا را
به دست ابرها
و او را

به دست ماه و درخت توت
تا هميشه زيبا و شيرين بماند

بعد روياهايم را
برداشتم و آمدم

همين طور
روباه کوچکم را

همين روباه را
که دمش از شعرم بيرون زده است

 

             رسول 
    يــــــــــــــــــــونان

http://negahivayadi.blogfa.com/cat-25.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : رسول یونان چهارمین قاصدک , | بازديد : 80

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 12 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

دست‌کش‌هایم تاریک شده‌اند

این جنازه‌ها را

از کجا می‌آورند

از کدام شب ؟!

آب بریز پسرم!

بیشتر آب بریز

می‌خواهم سیاهی از تن جهان بشویم

 

 

              رسول 
    يــــــــــــــــــــونان

http://sara39.persianblog.ir/tag/%D8%

برچسب ها : ,

موضوع : رسول یونان چهارمین قاصدک , | بازديد : 75

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 12 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

تو نيستي

اما من برايت چاي مي‌ريزم

ديروز هم

نبودي كه برايت بليت سينما گرفتم

دوست داري بخند

دوست داري گريه كن

و يا دوست داري

  مثل آينه مبهوت باش

 مبهوت من و دنياي كوچكم


ديگر چه فرق مي‌كند

باشي يا نباشي

من با تو زندگي مي‌كنم.

 

 

             رسول 
    يــــــــــــــــــــونان

http://just-poem.blogfa.com/category/15

برچسب ها : ,

موضوع : رسول یونان چهارمین قاصدک , | بازديد : 80

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 12 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

زندگی در اعماق امن است

اما زیبا نیست !

ماهیانی كه در اعماق زندگی می‌كنند

صید نمی‌شوند

اما طلوع آفتاب را هم نمی‌بینند

كشتی‌ها را نمی‌بینند

حالا اسبی زیبا

پا به دریا می گذارد

او را نیز نخواهند دید

بله، زندگی در اعماق غم‌انگیز است !

 

              رسول 
    يــــــــــــــــــــونان

http://just-poem.blogfa.com/category/15

 

برچسب ها : ,

موضوع : رسول یونان چهارمین قاصدک , | بازديد : 87

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 12 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

این دنیا

مثل فیلمی ست

که از نیمه شروع شده...

کسی می کشد

کسی کشته می شود

کسی می فروشد

کسی می خرد

کسی می رود

کسی می آید

...

من که از هیچ چیز سر در نیاوردم !

 

 

              رسول 
    يــــــــــــــــــــونان

ترجمه ی احمد پوری

 (اصل شعر به زبان ترکی بوده)

 http://just-poem.blogfa.com/category/15

 

برچسب ها : ,

موضوع : رسول یونان چهارمین قاصدک , | بازديد : 75

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 12 خرداد 1392 توسط سید مجتبی محمدی |

عاقبت او پیروز شد

چون

با صداقتش با من جنگیده بود

باقی

قصه ی مغلوب شدن من است

خسته و شکسته به خانه که آمدم

قایم شدم پشت فنجان چای و

دود سیگار

و خاموش کلنجار رفتم

با کلمات خیس و دروغین

سربازهای شکست خورده

هرگز با صدای بلند آواز نمی خوانند.

 

            رسول 
    يــــــــــــــــــــونان

http://just-poem.blogfa.com/category/15

برچسب ها : ,

موضوع : رسول یونان چهارمین قاصدک , | بازديد : 87

صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد